تجربه‌ی سکوت ِ دوازده ساعته

امروز تصميم گرفتم براي دوازده ساعت صحبت نکنم. خواستم بدونم چجوري است يک روز رو سپري کردن بدون اينکه کلمه‌اي حرف بزنم. خوب، افتضاح بود. اتاق بودم و بچه‌ها هم بودن. که اگر نبودن صحبت نکردن در تنهايي کار شاقي نبود! خوشبختانه تماس تلفني به‌جز يکي که پيچوندمش بيشتر نداشتم. با بچه‌ها هم با يکي دوبار نوشتن و اشاره‌ي سر ارتباط برقرار مي‌کردم. در کل تجربه‌ي آموزنده‌اي بود: ديگه هيچوقت همچين کاري نکن. به کل منزوي شده بودم. از نظر شخصي هم حدودا عصبي. آدم حرافي نيستم، اما يکي دو کلمه حرفي که با ديگران رد و بدل مي‌کنم، امروز فهميدم که به‌ش نياز دارم.

يک هدفم هم تجربه کردن کاري بود که اين آقا کرده بود، آقاي جان فرانسيس، فعال محيط زيست براي 17 سال صحبت نکرد. و البته طي اين 17 سال بيکار هم نبود، کلي آمريکا رو گشت و همچنين دکتراش رو هم گرفت! امروز من فهميدم که اينکاره نيستم! همون سياست قبلي خودم رو که حرف بزنم اما کم، ادامه مي‌دم.

پي‌نوشت ِ نامربوط: دوستي که تعداد زيادي کامنت براي من گذاشتي، به‌ت ايميل زدم، اميدوارم آدرس ايميل‌ات رو درست نوشته باشي.

Advertisements

2 دیدگاه

دسته روزمره

2 پاسخ به “تجربه‌ی سکوت ِ دوازده ساعته

  1. فيروزه

    من تجربه ي 48 ساعته ي اين تجربه رو داشتم!و البته خيلي هم لذت بخش بود.

  2. موقعی که مشهد بودم گاهی اوقات دو روز توی خونه تنها می گشتم و هیچکس نبود که باهاش حرف بزنم..از دانشگاه که برمیگشتم دوستامو به زور می رسوندم خونه هاشون تا دیرتر خونه برم..البته کاریکه تو کردی متفاوته ولی منو یاد اون موقع انداخت…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s