کافه پيانو در پارک

برم سمت کريم‌خان، يک سري به کتاب‌فروشي‌هاش بزنم، کتاب کافه پيانو رو هم که اينهمه توي وب صحبت و ذکر خيرشو شنيدم بگيرم، بخونم، شايد بتونم بعداز ظهر پنج‌شنبه‌مو پر کنم. کتابو مي‌خرم. قدم زنان کريم‌خانو گز مي‌کنم، بد نيست بشينم يک گوشه‌ي همين پارک و کمي کتاب بخونم. قبل از غروبه. شايدم موقع غروبه، نمي‌دونم، هرچي هست هنوز هوا تاريک نيست. اسم پارک هست حضرت مريم. پارک کوچيک و دو تيکه‌ايست. روبروي کليساي سرکيس. در گوشه‌ترين گوشه‌ي پارک يک نيم‌کت خالي پيدا مي‌کنم و مشغول مي‌شم. سه ربعي مي‌خونم، بعد تشنه‌ام مي‌شه، دوروبر جايي براي رفع تشنگي نيست. بي‌خيال، برم اتاق يه‌چاي بذارم بشينم زير باد فن‌کوئل کتاب بخونم. مي‌رم خوابگاه. شامو آوردن، عدس‌‍پلو، يه ماست مي‌خرم، مي‌برم بالا، شامو مي‌خوريم، بعدش با «پ» مي‌شينيم يک فيلم کرشر ِ پر از خون و جيغ مي‌بينيم. بعد من مي‌شينم وبلاگمو به‌روز مي‌کنم و مي‌چتم، اونم مي‌شينه به جمع‌و جور کردن ويدئو کليپ‌هاش.[شو هم مي گن به‌ش!]

Advertisements

2 دیدگاه

دسته تهران, خوابگاه, روزمره

2 پاسخ به “کافه پيانو در پارک

  1. پیراشکی به صرفه تر از عدس پلو نیست؟:D

    من در حال دیدن یک فیلم مثلا رمانتیک خوابم برد!!! مثل اینکه از این به بعد باید از این فیلمای خشن ببینم!

  2. نامرد تو که میگفتی فیلم کرشر نداری و نگاه نمیکنی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s