از لابراتوار

اين روز‌ها شديدا درگير راست و ريست کردن سمينارم بودم. اکثر وقتمو توي آزمايشگاه مي‌گذروندم. البته اسم‌ش آزمايشگاهه و با يک عنوان پرطمطراق، آزمايشگاه پردازش عصبي سيگنال و غيره! ولي عملا يک اتاقه با دو سه تا پي‌سي و چندکاربر (محقق!) که اکثرا لب‌تاپ دارند و از پي‌سي‌ها استفاده نمي‌کنند. اتاق خوابگاه شلوغه و ناچارم (و راضي) که وقتمو اينجا بگذرونم. حتي جمعه رو هم تمام روز آزمايشگاه بودم. محقق ديگه‌اي که همراهه من توي اين آزمايشگاه خفن مشغوله و با هم درحال جابجا کردن مرزهاي علم هستيم مدام موسيقي گوش مي‌ده، اونم تماما از نوع ايراني‌اش که من به ندرت طرفش مي‌رم. خوشبختانه با صداي بلند گوش نمي‌ده اما بازهم… اذيت مي‌کنه. از اون بدتر يک محقق ديگه است، آقاي دکتر که گاهي وقتي مي‌ياد و با محقق دومي (اولي خودمم‌ديگه) باهم موسيقي گوش مي‌دن و گه گاه دم هم مي‌گيرن که معرکه است. خوشبختانه قراره هردوتاشون به زودي براي جابجا کردن مرزهاي دانش به اونور مرزها برن و من شايد بتونم به جايي برسم که در سکوت بتونم …

اَه باز اين گوگوش …! earphoneامو بذارم و Rihannaي خودمو گوش بدم!

Advertisements

2 دیدگاه

دسته آزمايشگاه, خوابگاه, دانشجو, روزمره

2 پاسخ به “از لابراتوار

  1. firoozeh

    خداييش كلي خنديدم!اونم اينجا!!!!ميون اين همه آدم!

  2. من آلبوم 2007 ش رو از بیروت خریدم 1000 تومان! محشره..ریحانا رو میگم..

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s