تهديد

– نيگا کن مامان جان، اگر قرار باشه ازين گيرا بدي، که نمازتو بخون و امروز 21 امه بايد روزتو بگيري، من همين الان برم بليت‌هامو کنسل کنم و هفته‌ي ديگه نيام مشهد. من ديگه بعد از بيست و خورده‌اي سال خودم مي‌فهمم که با چه کار کردن راحتم و چي به‌هم مي‌سازه.
– يعني نمي خواي بياي پدرمادرتو ببيني؟
– پدرمادر و چرا، اما گيرهاشونو نه!
ادامه نمي‌ده. مي‌پرسه:
– ديگه چه‌خبر.
خبر خاصي نيست. مثل هميشه:
– به همه سلام برسون و خداحافظ.

بايد به‌ش مي‌گفتم.

Advertisements

2 دیدگاه

دسته مذهب, خانواده, روزمره, روزه

2 پاسخ به “تهديد

  1. پرستو

    راست ميگي خيلي گيرن مخصوصاوقتيكه بهانه ي درستي برا بيرون رفتن نداشته باشي. ولي..گيراشونم دوست داشتنيه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s