تخم‌مرغ‌ها

« بعدش خيلي ديرمون شده‌بود. هردومون مجبور بوديم بريم ولي از اينکه باز ديدمش خيلي خوشحال شدم. متوجه شدم اون چه آدم خوبيه و فقط آشنا بودن با اون چقدر باعث سرگرميه. و مي‌دونين، هه، ياد اون جوک قديمي افتادم. همون که يک يارو مي‌ره پيش يک روان‌پزشک و مي‌گه «دکتر برادر من ديونه است. اون فکر مي‌کنه يک مرغه.» بعدش دکتر مي‌گه «خب چرا نمي‌فرستي‌اش تيمارستان؟» اونوقت مرده مي‌گه «مي‌خواستم بفرستمش ولي تخم‌مرغاشون لازم دارم.» خب… گمونم اين خيلي شبيه طرز فکر فعلي من راجع به روابط زن و مرده، مي‌دونين اين روابط کاملا غير منطقيه، ديوونه‌وار و مسخره است، ولي گمونم همه‌مون به اين روابط ادامه مي‌ديم چون به تخم‌مرغ‌هاش احتياج داريم. »

آخرين ديالگو‌هاي فيلم آني‌هال، وودي آلن، 1977

Advertisements

3 دیدگاه

دسته فيلم, قصار

3 پاسخ به “تخم‌مرغ‌ها

  1. Paranoid Android

    laptop chi kharidy belakhare?
    bebin bara vista, man khodam vasvase shodam ke nasb konam amma hanooz be nazaram zoode. hanooz moshkel ziad dare. ta 3-4 mahe dige sp1’esh test shode noskheie asl miad, oonvaght nasb kardanesh arzesh dare

  2. aminmoj

    اوه من البته احساس می کنم به مرغه بیشتر احتیاج دارم.
    تو هم مشهدی هستی هم دوستِ اسکیزو؟
    پس لینکت تو لینکدونیه من کو؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s