300 – CHILDHOOD CARTOONS

اول از خودم شروع ‏کنم! پسرشجاع و دختر مهربون [کجاست؟ 😉 ]

نل، چرا مادرها اينقدر گم مي‏شن؟

نيک و نيکو. صدای نیکوی خابالو و تنبل هنوز توی گوشمه.

بنل بنر و سو.

بامزي.

آنت و لوسين. لوسين بيچاره…

چوبين. زيادي تخيلي بود، اونموقع هم همين نظرو داشتم!

بچه‏هاي مدرسه‏ي والت، از کارتون‏هايي بود که واقعيت‏هاش به اندازه‏ي جنبه‏ي کارتوني‏ش، قوي و ترسناک بود.

هاج، زنبور عسل، قسمت آخرش باعث شد ديکته‏مو 18 بگيرم.

پرين و پاريکال. اين‏بار در جستجوي پدر بزرگ، با پاياني شيرين و خواستني!

سرنتي(دي) پي‏تي و کنا.

سندباد.

رامکال. کارتون ساده و دلنشيني بود.

واتو واتووو!

کلي صدا، موسيقي، هيجان و نوستالژي از اين عکسا مي‏زنه بيرون…
عکس‏هارو از اينجا کش رفتم. لينک رو هم از صبحانه. بقيه‏اش باشه براي بعد!

پی‏نوشت1. بخش نظرات تکميلی مطلب صبحانه رو از دست ندین. گفتگوی جالبی شکل گرفته، به‏همراه لينک‏های خوبی.

پی‏نوشت2. این 300 امين پست اين وبلاگ بود!

Advertisements

14 دیدگاه

دسته دسته‌بندی نشده

14 پاسخ به “300 – CHILDHOOD CARTOONS

  1. Anonymous

    واي ، منم كلي نوشتالژي اي شدم 😉 همشونو دوست دارم …
     

    توسط بامداد

  2. Anonymous

    خیلی عالی بود ، هر چند جای پری مهربون ، معاون کلانتر و سگ آقای پتیول (چقدر این سگ آقای پتیول در جامعه ی ما مصداق داره!)خیلی خالیه.
    به نظر من اون قسمتی که باعث شده دیکته تو 18 بشی ، قسمت آخر نبوده بلکه قسمت یکی مونده به آخر بوده 😉 چون تراژدی هاج با اون آهنگ رعب آور و صحنه های پر از سرگیجه بعیده اگه قسمت آخرشو بچه ای ببینه دیکته شو بیشتر از 8 بشه!در ضمن تا اون جایی که من خاطرم هست برای هیچ کدوم از این کارتونها هیچ وقت قسمت آخر پخش نشد،اگ کسی میدونه که نل بالاخره به پارادایس رسید یا نه ،سر انجام ماجراجوییهای سندباد چی شد و بر سر خیل عظیم مادران گمشده چی اومد به من هم بگه لطفا.

     

    توسط منیره

  3. Anonymous

    من یه جا خوندم که اغلب تهیه کنندگان کارتونها اسرائیلی ها هستند که عمدا قهرمان داستان و بچه ای میذارن که به دنبال مادر گمشده اش میگرده و به موازات اون در تبلیغات از فلسطین به عنوان مادر از دست رفته یاد میکنند و به این ترتیب میخوان از همون بچه گی انگیزه و روحیه ی باز پسگیری فلسطین رو تقویت کنن.با توجه به اینکه خیلی از کارتون ها ،به طرز مشکوکی این سوژه رو دارن این استدلال چندان بعید به نظر نمی آد. 

    توسط منیره

  4. Anonymous

    یکیشون رو انتخاب کرده بودم واسه پست بعدی…:) …هر کدوم رو این قدر بزرگ نکرده بودم یعنی همونطوری کوچولو دیده بودم…فازی داد پسر! :) 

    توسط آرین

  5. Anonymous

    مي‌دونم خيلی اين حرف ضايع‌بازيه. ولی عزيز دلم، اون اسمش بنره نه بنل (Banner)
    جای لولک و بولک، الفی اتکينز، پت پستچی، برادران همينه (عشق من) و خيلی‌های ديگه خالی (به خصوص ميتی‌کومون و زمبه!)
    چه فايده! بچه‌های اين دوره و زمونه که به جای اين کارتون‌ها، يه آشغال‌هايي دارن می‌بينن که مثل فيلم‌های بزرگترها، همه‌اش خشونته و سکس (که البته دومی سانسور می‌شه)
    می‌گفت که «ما بارگه داديم، اين رفت ستم بر ما ….» 

    توسط بهرنگ

  6. Anonymous

    فقط جیمبو جاش خالیه !  

    توسط مرد

  7. Anonymous

    جوانی … یادش به خیر! (:
    تازه کارتون‌های کلاسیک(!) را نیاورده‌ای: تام و جری، پلنگ صورتی (که من هنوز طرف‌دارش‌ام) و دانلد داک‌هایی که هیچ‌وقت نشان نمی‌دادند.
    هممم … جالبه. از این بین این کارتون‌ها من بعضی‌ها را خیلی دوست داشتم، بعضی‌ها را یکمی و بعضی‌ها را به زور می‌دیدم! 

    توسط Anonymous

  8. Anonymous

    وای خدایا…کم مونده با دیدن اینا زار بزنم… 

    توسط محمد

  9. Anonymous

    نل البته آخرش به پارادایز رسید تا اونجا که یادمه! پرین هم به پدربزرگش. هاچ رو واقعاً یادم نمی‌یاد.
    یک چیز دیگه که جاش خالیه کلانتر و دودویه (با پلنگ صورتی نشون می‌داد.) 

    توسط سید محمد

  10. Anonymous

    جاي پينوكيو اصلا خالي نيست چون هميشه ميترسيدم نيگاش كنم.خانواده ي دكتر ارنست هم چيز خوبي بيد(بالاخره بايد از هم صنف هام دفاع كنم)هاكلبري فين(!درسته؟!)هم بد چيزي نبود مخصوصا اينكه عليه نژاد پرستي هم بود..و جودي ابوت چي؟؟
    راستي:فوتباليست ها(هوق!)
    اگه صبح بري برنامه ي خردسالانو نيگا كني هنوز هم يه چيز خوبي داره:titch !!منو ياد «سوزي» ميندازه كه عاشقش بودم /گرچه اين يكي كارتون نيست:)) 

    توسط shima

  11. Anonymous

    وای که این عکسها هم منو به دنیای دیگه ای بردن…دنیایی از اینجا ساده تر;)

    چیز خنده داری که در مورد کارتون پسر شجاع وجود داشت، استفاده ازعنوان»پدر پسر شجاع» برای پدر پسر شجاع بود! این چیزیه که هنوز هم منو به خنده می ندازه چون که اصالت رو به پسر شجاع می داد و پدرش در واقع به خاطر نسبتی که با اون داشت، هویت پیدا میکرد…

     

    توسط محبوبه

  12. Anonymous

    من آخر نفهميدم اينجا بايد چي بنويسم ؟ 

    توسط مسيحا

  13. Anonymous

    کلی خاطرات خوب و زیبا رو با این مطلب مرور کردم. حال داد………  

    توسط Ali

  14. Anonymous

    خیلی جالب بود
    حال کردیم
     

    توسط شمل

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s