نه‏خير، من نمي‏تونم. وقتي قراره يک ساعت بعدش چندجا…

نه‏خير، من نمي‏تونم. وقتي قراره يک ساعت بعدش چندجا برم و عيد رو تبريک بگم*، برم مراسم ختم هم‏کلاسي‏اي که پدرشو از دست داده و قيافه‏ي غمگيني به خودم بگيرم. نه نمي‏تونم. چي به‏ش بگم؟ بگم «غم آخرت باشه»؟ اين جمله رو چندماه پيش وقتي مادرش فوت شد به‏ش گفتم. به ش بگم «کاري، کمکي از دست من بر مي‏ياد در خدمتيم»؟ اينم همون موقع گفتم و طي اين مدت پاسخي نشنيدم.
دارم تنبلي‏ خودمو توجيه مي‏کنم؟ يا اينکه چون دوست و رفيقي رو در دسترس ندارم که باهم بريم دارم بهانه تراشي مي کنم؟
اممم.. به قول معروف neiiiidoonam !

* اعتقادي به اين اعياد مذهبي ندرام، اما روشني، شيريني، تميزي و تبريکات اين اعياد رو [به شرطي که تلوزيون خاموش باشه] دوست دارم و تبريم مي‏گم و مي‏شنوم.

Advertisements

3 دیدگاه

دسته دسته‌بندی نشده

3 پاسخ به “نه‏خير، من نمي‏تونم. وقتي قراره يک ساعت بعدش چندجا…

  1. Anonymous

    اگه جز رفتن و شرکت تو این مراسم، کاری و کمکی دیگه از دستت بر نمیاد هم باید بری… بهش نشون بده که هست… که تنها نیست، حتی از لحاظ فیزیکی… 

    توسط رندپارسا

  2. Anonymous

    پس عیدت مبارک 

    توسط khamol

  3. Anonymous

    خيلي خب بابا ! حالا چرا مي زني ؟!!!!!! 

    توسط بامداد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s