بلاخره تصميم گرفتم؟

نمي دونم. تصميم گرفتم و رفتم به رئيسم درخواستم رو گفتم. گفتم که مي خوام ساعات کاريم کم بشه. تا دو باشه که بعد از ظهر بتونم درس بخونم. اما هنوز تصميم نگرفتم که درس بخونم. هوم،.. بهانه شو دارم، اما آيا خواهم خوند؟ ايا دُرست خواهم خوند؟ اين تدريس آزمايشگاه و دوباره بازگشت به حال و هواي الکترونيک و محاسبه‏ي گين و باياس، هواييم کرده. رئيس گفت يا برو خونه بشين درستو بخون يا اينجا بيا کار کن! نه بابا اينجوري نگفت بنده‏ي خدا! گفت کج دار مريض حال نمي‏ده اما درهرصورت درخواستتو بنويس تا به رئيس بزرگ ارجاع بدم. من هم نشستم يک نامه‎‏ي رسمي با دلايل عديده نوشتم که از فلاني به فلاي. من فلاني به اين و آن و اون دليل که چهارميش از همه مهمتره خواستارم ساعات کاري‏ام تقليل بيابد. حالا فردا بايد ببينم رئيس بزرگ موافقت مي‏کنه يا نه. تا بعد برسیم به درس خوندن…

Advertisements

5 دیدگاه

دسته دسته‌بندی نشده

5 پاسخ به “بلاخره تصميم گرفتم؟

  1. متهم

    پس کامنت من کو؟
    نوشته بودم زندگی همینه دیگه..تصمیم گیری انتخاب و احیانا عوض کردن مسیر.با هر تصمیم جدیدی که میگیریم مسیر زندگیمونو رقم میزنیم…و شعارهایی از این دست که خودت بهتر میدونی…

  2. فاطمه

    آفرین و تبریک.همین تصمیم گرفتن خودش کلی کاره.

  3. zohreh

    من هنوز منتظرم وسط درسهام برم سر کار..منتظر جوابم…
    تصمیمت یه جورایی عکس تصمیم منه
    ولی موفق باشی..
    از وبلاگت خوشم میاد:)

  4. علی

    می گم اگر الان نخونی دیگه فکر نکنم بشه شروع کرد. یعنی می شه اما خیلی سخت

  5. ارداويراف

    دوستت دارم! و چون دوستت دارم، بهت پيشنهاد (توصيه؟ امر؟) مي كنم كه به درس خوندن براي كنكور ارشد اشتغال ورزي- چون مهم است و اهميتش هم زياد است…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s