روي تخت نشسته، درواقع وارفته، يک برگه از کپي کتاب …

روي تخت نشسته، درواقع وارفته، يک برگه از کپي کتاب Soft Computing توي دستش تاب مي خوره. نيم ساعت بعد از افطاره. احساس مي کنه که پوست شکمش مي خواد به اجزاي ريزتري تجزيه بشه. کمي احساس تب و سرگيجه داره. سرشو بر مي گردونه به ميزش نگاه مي کنه. چندتا کتاب تست به همراه يک ماشين حساب و چندتا هم کتاب آمارمهندسي و معادلات فضاهاي خالي ميزرو پر کردند. کمي اونرتر رو نگاه ميکنه. روي ديوار کنار ميز چندتا کاغذ با چسب به ديوار چسبونده شده. اولي برنامه ي درسي يک ماه آينده است و دومي که يک کاغذ کاهي چاپ شده بريده شده از يک دفترچه است، برنامه ي آزمونهاي آزمايشي سنجش تکميليه. تمام درسها به همراه ريز سرفصلها براي آزمون جمعه ي آينده. آزموني که تنها يکي از درسهاشو تا حدودي آماده کرده. دوباره به جزوه ي Soft Computing نگاه مي کنه و سعي مي کنه مجموعه هاي فازي رو بخونه و بفهمه. با خودش فکر ميکنه که هروقت موقع خوندن درسهاي قديمي مي شه ذهنش فعال مي شه و به سوي مفاهيم و موضوعات جديد پر ميکشه. پارسال که مي خواست براي کنکور بخونه رفت توي خط خداشناسي و کل سايت کافر و گلشن رو زيرو رو کرد و امسال که قرار شده براي کنکور بخونه به ابزارهاي هوشمند علاقه مند شده. نخير نمي شه. الآن که از احساس دم کردگي بترکم.

براي اون دوستي که در حد معرفي يک کتاب از من حکمت خواسته بود: درحال حاضرمشغول خوندن نُوِل نيمه بلند «دوئل» از چخوف بزرگ هستم. رمان فوق العاده ايه که توصيه ميکنم. از کتابخونه ي فرهنگي گرفتم، چاپ اول، 83 از انتشارات نگاه از مجموعه ي کلاسيکهاي مدرنه با ترجمه ي رواني از احمد گلشيري.

Advertisements

بیان دیدگاه

دسته دسته‌بندی نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s