صبح اول وقت وارد آزمايشگاه تکنيک که شدم اولين کار…

صبح اول وقت وارد آزمايشگاه تکنيک که شدم اولين کاري که کردم اين بود که رفتم يک دم باريک برداشتم و پونسي که تخت کفشم رفته بود رو بيرون کشيدم، از دم در که وارد ساختمون دانشکده شدم تا خود کلاس آزمايشگاه تق تقش حسابي روحمو سوهان زده بود.

امروز دومين باري بود که علنا از سياست حذف صورت مساله براي حل مساله استفاده کردم. بايد Bluetooth رو براي زبان تخصصي ارائه مي کردم، اسلايدهاشو آماده کرده بودم اما به مبحث اونم به انگليسي مسلط نبودم. يکراهش اين بود که هرچي توي اسلايدها بود بخونم و ماست مالي بشه بره اما من خرتر از اونم که چنين زرنگي هايي بکنم، در نتيجه بعد از حدود چهل و پنج دقيقه دست در زير چانه به تنهايي در کتابخونه فرهنگي انديشدن، ترجمه و رزومه مو به يکي از بچه ها دادم و بي خيال ارائه شدم. حماقتي که ترم پيش سر شبکه هاي عصبي انجام دادم و باعث شد درسي که اونقدر براش کار کرده بودم 16.25 بگيرم و اين ترم هم بعد از اين همه تايپ و ترجمه براي زبان معلوم نيست چه نمره گندي نصيبم بشه. مساله ي عذاب آور وقوف خودم به حماقتمه اما حريف خودم نمي شم، هرچي مي خواي اسمشو بذار، خودآگاهي عذاب آور! چمي دونم.

مي خواستم بخرم اما يادم رفت.

Advertisements

بیان دیدگاه

دسته دسته‌بندی نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s