همينه ديگه. وقتي يکي بگه مي خواد روابط مجازي شو مح…

همينه ديگه. وقتي يکي بگه مي خواد روابط مجازي شو محدود کنه نتيجه اش اين ميشه که اينجا دير به دير آپديت ميشه و حرفاشو توي دلش مي زنه. توي دلش با خودش مي گه «اين ياس ما هم بالاخره گل داد! با اينکه از بيخ بريده بوديمش اما اونقدر اراده داشت که بهار 83 ماهم بدون عطر ياس نباشه!»، يا مي گه «يکي ديگه روهم به جمع معتادين وبلاگ اضافه کردم! اميدوارم تا ته ِ ش، (فناء في الوبلاگ!) پيش بره!» يا «ديگه چيزي نمونده که دايي بشم! خواهره از پشت وبکم شکمو که حسابي بالا اومده نشون مي ده و ما به هيجان مي آيم و مي خنديم و براي زايماني که قراره به تنهايي توي غربت داشته باشه به ش دلداري مي ديم!» ولي همه رو توي دلش مي گه… انصافا خيلي خودمو عذاب مي دم. مثلا براي اين وبلاگ ساختم و هرروز به وبلاگش سر مي زنم و منتظرم آپديت کرده باشه اما خبري نيست و وقتي خبري نباشه افسرده مي شم! همچنين اين، که آدرسشو عوض کرده اما بازهم نمي نويسه. يا وبلاگ جمعي که ملت عضو مي شن اما مطلب نمي نويسن! وقتي ازشون مي پرسي چرا مطلب نمي نويسي، مي گه چيزي ندارم که براي ديگران هم مفيد باشه! يا مي گه مي ترسم چيزي بنويسيم که «زبان سرخ سر سبز بدهد بر باد!» خوب چي بگه آدم؟ مگه همه ي کسايي که وبلاگ مي نويسن يک فرمول رياضي و يا يک کشف جديد علمي رو مي نويسن که «براي ديگران مفيده»؟ خير، خوندن روزمرگي ها و احساسات و کشفيات شخصيه که باعث نزديکي آدمها و احساس همدلي مي شه. اونهم توي اين دنيايي که روابط محدود و محدودتر مي شه و فقط سرعت و عجله است که به چشم مي خوره. اميدوارم روزي بياد که هم من آدم بشم هم شما!

Advertisements

بیان دیدگاه

دسته دسته‌بندی نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s