تنها عبادت عدالت است تنها کشيش عشق است تنها بردگ…

تنها عبادت عدالت است

تنها کشيش عشق است

تنها بردگي ناداني است

تنها خوبي خوشبختي است

زمان شاد بودن اکنون است

جاي خوشحالي همينجاست

راه خوشحال شدن ، خوشحال کردن ديگران است


رابرت. جي اينگرسال

نوشته هاي احمد کسروي و همچنين کتاب جامع شجاع الدين شفاء رو بايد به طور کامل بخونم تا شايد به نتايجي برسم. تنها نتيجه اي که تا الآن به ش رسيدم اينه که من اولين نفري نيستم که فهميده اسلام فعلي و متناظر با اون مذهب شيعه، گمراهي اي بيش نيست. ولي اينکه حقيقت چيه، هنوز سوال اصلي است. به نظر تو حقيقت چيزيه که بايد مثلا طي دوماه ديگه من به ش برسم و بعد هم قابش کنم و بزنم به ديوار و قضيه تموم بشه؟ به نظر من که جواب منفيه، لينک همين جواب منفي سوالهاي يدگه اي مطرح مي کنه که مشکل رو بغرنجتر مي کنه، از جمله، اگر قرار نيست به حقيقت و يقين نائل شد پس کي بايد به قرار برسيم؟ کي بايد مذهب برگزينيم و اطاعت پيشه کنيم؟

شديدا دنبال فرصتي براي خوندن مي گردم. فرصتي که يحتمل تا چند روزه ديگه و با شروع شدن تعطيلات طولاني و ملال اور نوروز به ش دست خواهم يافت. ولي از همين الآن پيش بيني مي کنم که اين تعطيلات طولاني و توي خونه براي من تبديل به عذابي طولاني خواهد شد، از طرفي ساده دلانه اميدوارم نوروز امسال برام تبديل به فرصتي مطالعاتي براي کنکاشي در مسائل اساسي مذهب و دين باشه.

خيلي سنگين حرف زدم، نه؟ هميشه اينطوري بودم، هروقت که نوشته اي روم موثر بوده ناخودآگاه سبک نوشتن و فکر کردنم به طرفش متمايل شده.

چند روزه که:

1. با مامانه کلاهمون توهم رفته. فهميده که نماز نمي خونم و خود احمقم هم کمي از تفکرات و خونده هام رو تراوش دادم در نتيجه زياد باهام سرو کله مي زنه. « نمازتو بخون!» سعي مي کنه با همون روش احساسي که به خدا رسيده منو قانع کنه، غافل از اينکه با يک آدم که تحصيلات دانشگاهي در زمينه ي فني داره نمي شه به اين زبون صحبت کرد. هرچند که خيلي از حرفاش نه احساسي و نه چيز ديگه، بلکه همون پندار صرفه.

2. توي خونه ي ما همه ش صحبت از پرايده. مي خوان پرايد بخرن. اسب عزيزمنو فروختن و حالا دنبال پرايدن. مدام صحبت از صدتومن بالاتر و پنجاه تومن ارزونتر و اين حرفاست. من که توي حال و هواي خودم هستم و به کارشون کاري ندارم، اونا هم به همچنين! فقط يکي دوبار به شون گفتم انژکتوري بخرن، به خاطر تعهد اخلاقي که به محيط زيست و نسل آينده دارن و جواب شنيدم که ما تعهد زيادي هم به جيبمون داريم. ديگه چيزي به شون نگفتم.

فکر ميکنم اين نوشته کسيو که به من مي گفت نوعي «غرور فقيهانه» دارم خيلي خوب اقناع کرده باشه!

Advertisements

بیان دیدگاه

دسته دسته‌بندی نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s