.. آری، اگر آدمهای احمق و مغرور نبودند من چگونه لذ…

.. آری، اگر آدمهای احمق و مغرور نبودند من چگونه لذت بخشيدن را می چشيدم؟

بعدالتحرير: دلم همچنان درد می کند!

اين صابونه بوی اون دختره رو می ده! چه می شه کرد؟

مابعدالتحرير: همش همين؟ يه چيز ديگه: دلم درد می کرد حوصله تکنيک خوندن نداشتم، رفتم سراغ قفسه ی کتابهام تا يک کتاب نيمه کاره پيدا کنم و مثلا کشفش کنم و از خوندنش لذت برم، برای دفعه ی صدم کتاب «بازی با مهره های شيشه ای» هسه رو برداشتم و برای بار صدم نتونستم خوندنشو ادامه بدم، رفتم سراغ کوير شريعتی، و اولين جمله ای که ديدم جمله ی معروف»حرفهايي هست برای نگفتن..» بود، پس تصميم گرفتم کمی کمتر ور بزنم. همين.

postCount(’22›);

Advertisements

بیان دیدگاه

دسته دسته‌بندی نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s