دلم سکوت می خواد، آرامش… مرخصی… هروقت توی بل…



دلم سکوت می خواد، آرامش… مرخصی… هروقت توی بلاگ نويسی زياده روی می کنم اين احساس به م دست می ده، دلم می خواد يه مدتی برای خودم باشم نه برای همه، و اگه نباشم نتيجه ش اين می شه که داغ می کنم و تصميم می گيرم ديگه ننويسم، اما من گوشی دستم اومده، دو سه روزی به من مرخصی بدين بازم می نويسم.

… فعلا اين قطعات از «سنت اگزوپری » رو داشته باشيد، معرکه است:

دريا

خودش را با موج تعريف می کند

جنگل

خودش را با درخت

آسمان

خودش را با ستاره ها

و من

خودم را با تو تعريف می کنم.

* * *

در صبحی زيبا

ديدگانم را به سوی نور گشودم

و وحشت کردم

وقتی مردم تيره را پيش روی خود ديدم….

* * *

«آيا نمی خواهی مرا اهلی کنی؟»

او روزنامه اش را خواند،

غذا را سفارش داد

آن را با نوشابه اش خورد

سپس بلند شد

و بی آن که چيزی بگويد،

رفت …

و من هنوز

صدای خودم را می شنيدم:

«آيا نمی خواهی مرا اهلی کنی؟»

LinktoComments(‹189›)

Comment

Advertisements

بیان دیدگاه

دسته دسته‌بندی نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s