يه کاری رو می خوای بکنی اما هی پشت گوش می اندازی."…

يه کاری رو می خوای بکنی اما هی پشت گوش می اندازی.» توی فرجه انجام می دم».» بعد امتحنا» . زياد به ش فکر می کنی اما بی موقع يادش می افتی. هی نمی کنی نمی کنی تا بالاخره «خوابشو می بينی» و من ديشب خواب ديدم که بالاخره رفتم و دوتا توپ پلاستيکی خريدم برای «دريپ گل» . خواستم یکيش پنچر باشه تا جلد دومی کنم اما نداشت . متاسفانه يادم نميآد شوت يه ضرب بازی کردم يا دريپ گل!

حالا که صحبت خواب شد اينرو هم بگم که مدتيه خواب سيگار کشيدن می بينم. جلوی پدر و مادر خيلی هم معذب! در نتيجه به يه دوست ناباب احتياج دارم که منو سيگاری کنه!

LinktoComments(‹132›)

Comment

Advertisements

بیان دیدگاه

دسته دسته‌بندی نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s