يادته يه زمانی در مورد رنگها می نوشتم؟ اره؟! پ…

يادته يه زمانی در مورد رنگها می نوشتم؟ اره؟! پس چرا نگفتی که صورتی رو جا انداختم؟ رنگ کودکی.

رنگ حدود ده، دوازده سال پيش، موقعی که سوار تاکسی شدم و راننده هه به مسافر بغل دستی ش گفت« اين بچه هارو نگاه کن ، عين خيالشون نيست ، کلی خوشن! شکم زنو بچه که نمی خوان سير کنن!.» و من حسابی حرصم گرفت چون کلی مشق داشتم و کلی درگيری با بعضيا! اونقدر حرصم گرفت که هنوز يادمه! واقعا که خوش بوديم!(وَرِ بچه ی ذهنم بازم حرصش گرفت.)

LinktoComments(‹119›)

Comment

Advertisements

بیان دیدگاه

دسته دسته‌بندی نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s