يکسری حرفها هست که می خوام به يه عده بگم يا فرصت …

يکسری حرفها هست که می خوام به يه عده بگم يا فرصت نمی شه يا نمی بينمشون و يا اينکه روم نميشه بهشون بگم . حالا اينجا خودمو سبک می کنم . جراحی رو شروع می کنيم هرچيزی رو که ممکنه برات عقده بشه، بگو عزيزم :

به ح.چ :لينک سردوزامی که به م معرفی کردی واقعا چيز معرکه ای بود . دو تا از داستانای بلندشو ريختم و خوندم (برادرم جادوگر بود و بازنويسی روايت شفق).

به م.ع.ا.گ :CD های IC Master و PC Interface منو بردار بيار.

به غ.ر :کتابخونه فرهنگی کی باز ميشه؟ و اگه جواب آری است لطفا ساعات حضور خود را نيز بيان کنيد.

به پ.گ :ممنون که امروز پول بستنيمو حساب کردی .

به ن.پ.ط : کتاب مدارمنطقی يادت نره.

به *.* : بوسيدمت گذاشتمت کنار.

Advertisements

بیان دیدگاه

دسته دسته‌بندی نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s