هرمردی در زندگیاش به جایی میرسد که ریش بگذارد. فکر کردید میخواهم بگویم مثلا به جایی میرسد که بخواهد در زندگیش تجدید نظر کنه؟ یا از خودش بپرسه که من چه هستم؟ اینها را که ادم خیلی زود و حتی در نوجوانی از خودش میپرسد و شاید روزی چندبار با آنها درگیر میشود. اما تصمیم گرفتن برای ریش مفصل گذاشتن تصمیمی است که دیر و زود دارد اما بالاخره به سراغت میآید. میدانید که از قدیم گفتهاند دو دسته آدم هستند که ریش نمیگذارن بچهها و زنها، خوب بالاخره مردها یک روزی میفهمند و تصمیم میگیرند که جزو این دستهها نباشند و کمی هم ابتکار عمل بخرج بدهند.
وقتی شروع کردید به ریش گذاشتن باید بر مشکلات زیر غلبه کنید:
1. چرایی
اولین مسالهای که هر تازهریشدارشدهای با آن مواجه خواهد شد داشتن یک پاسخ در آستین برای سوال «چی شده ریش گذاشتی؟» هست. سوالی که تقریبا هر روز با آن موجه خواهی شد و حتی ممکن است بعضی اشخاص هربار که شمارا می بینند این پرسش را از شما بپرسند. اصولا امکان ندارد که کسی همینطوری تصمیم بگیرد ریش بگذارد و حتما باید دلیل محکمه پسندی برای اینکار داشت. شما به چه حقی با تغییر ظاهرتان باعث آزار چشمهای دیگران شدهاید؟
2. مقاومت
هروقت شروع به ریش گذاشتن کردید تقریبا هربار که جلوی آیینه بایستید به این نتیجه خواهید رسید که «نخیر! ریش به من نمیآید بروم بتراشم». حالا نه دقیقا هردفعه، اما حداقل روز درمیان باید بر این وسوسه که «خوب بس است، دیدی چهشکلی میشوی حالا برو بتراش!» غلبه کرد. صبر کنید و به ریشهایتان میدان بدهید، روزهای خوش ریشها فرا خواهد رسید.
3. آسیبها
ریشها وقتی بلند شدند جاهایی میروند که نباید. در کنارههای چاک دهان موقع خندیدن و خوردن آزارتان میدهند. فاصلهی بین چانه لب پایین که محل برخورد ریشهای با جهات مختلف است، حس آزار دهندهای بوجود میاورد. محل اتصال گردن و غبغب نیز با خارش معمولا همراه است. مخصوصا اگر مثل نگارنده ریشهای ضخیم و سرگردانی داشته باشید که در برخی نواحی در جهت متضاد یکدیگر میرویند و حسابی در هم فرو میروند. همچنین موقع خوابیدن و سربر بالشت گذاشتن این ریشهای ضخیم که در ابتدا هنوز کوتاه هستند ممکن است براثر فشار، معکوس عمل کرده به داخل پوست فرو رفته و شما را بنوازند. در این مرحله نیز باید صبور بوده و همچون گام دو در برابر فشارها مقاومت کنید.
با عبور از سه گام فوق باید به شما تبریک گفت. شما به جرگهی ریشداران صبور پیوستهاید!